گرگوريو پريرا فيدالگو ( مترجم : پروين حكمت )

47

گزارش سفير كشور پرتغال در دربار سلطان حسين صفوى ( فارسى )

تخت جمشيد باستانى مىنامند . همانگونه كه در بالا ، اشاره كردم مدت نه روز در اين قصبه ماندم تا بيمارىام بهبود يافت . روز شنبه سىام سپتامبر از آنجا حركت كردم و هشتم اكتبر به ده گردو « 1 » رسيدم . در دو منزلى پيش از رسيدن به اين ده ، به افسر سوار نظامى كه به ملاقات من مىآمد برخوردم . او به من اطمينان داد كه يكى از نظاميانى است كه به منظور جنگ با اعراب تعيين شده‌اند و مأمور تهيه و جمع‌آورى افراد مىباشد كه در ظرف يك ماه همراه خود به بندر كنگ ببرد و به من گفت كه آقاى هوگ كامر « 2 » نماينده دولت هلند در دربار ايران كه عازم گمرون « 3 » است در اين قصبه مىباشد . به محض ورود به اقامتگاهى كه مهماندار برايم فراهم آورده بود ، ملاقات هوگ كامر را اعلام داشتند . در مذاكراتى كه با وى انجام دادم او جنگ با اعراب را حتمى الوقوع مىدانست و مىگفت سردار مأمور انجام آن بنام ديوان بيگى به همين قصد دربار اصفهان را ترك نموده است و هوگ كامر نيز براى انجام كارى كه با نماينده دولتشان در گمرون دارد عازم آنجاست و در فاصله كمى به اصفهان برمىگردد و آماده خواهد بود كه هر خدمتى از او بخواهم برايم انجام دهد . به گفته‌هايش بسان گفته‌هاى يك فرد و يا يك دوست ملت پرتغال گوش دادم . جناب خطابم مىكرد و من به وى حضرت آقا مىگفتم . با اينكه در دربار اصفهان او را بعنوان يك نماينده دولت خارجى مىشناسند ولى من او را فقط يك كنسول مىدانم زيرا با اينكه با پادشاه ايران به توافقهائى رسيده است ولى همه آنها در مورد قرارداد ابريشم مىباشد كه ميان كمپانى هلند با ايران منعقد كرده است و اين مهم‌ترين اقدام در ماموريت او بشمار مىآيد . روز دوشنبه سيزدهم اكتبر به قمشه رسيدم . كلانتر با چند سوار در يك منزلى به پيشوازم آمد و همين طور هم فرداى آن روز هنگام عزيمتم مرا مشايعت كرد . شب به ماه يار رسيدم و در كاروانسرائى اقامت گزيدم . اين كاروانسرا به

--> ( 1 ) - Deh Guerdou ( 2 ) - Hoogkamer ( 3 ) - Gombron